دیکشنری فارسی

fluctuating

UKflʌktʃueitiŋ US'flʌktʃə'weıtıŋ

معنی فارسی

بالاوپايين رفتن تغييرکردن ثابت نبودن مواج بودن دودل بودن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having unpredictable ups and downs “fluctuating prices”

واژه‌های دیگر با معنی «بالاوپايين رفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن