دیکشنری فارسی

flue (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/flōō/n.

● دودکش، بخارکش، تنوره، هواکش، (لوله یا راهی که دود و گاز و غیره را از آن عبور می‌دهند) لوله‌ی بخاری، لوله‌ی آبگرمکن (و غیره)، لوله‌ی وسط سماور

a flue takes the smoke from the water heater to the main chimney of the house

لوله دود را از آبگرمکن به دودکش اصلی خانه می‌برد.

● (موسیقی - ارگ) لوله، آوارسان (flue pipe هم می‌گویند)، دهانه‌ی آوارسان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن