دیکشنری فارسی

fluffy

UKflʌfai US'flʌfı

معنی فارسی

کرکي نرم پرمانند

معنی کامل و مثال‌ها

/fluf´ē/adj.

(پوشیده از پر نرم یا کرک) کرک‌پوش، پرزدار، پرزپوش، پرز گرفته

fluffy puppies

توله سگ‌های نرم و پشمالو

fluffy chickens

جوجه‌های نرم و پنبه مانند ن

(نرم و پف کرده) کرک‌سان، پرزسان، پرسان

مترادف‌ها

adjective
Nappy, downy, flossy.

واژه‌های دیگر با معنی «کرکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن