دیکشنری فارسی

flung

UKflʌŋ USflʌŋ

معنی فارسی

باخشم رفت ، تندرفت ، حمله کرد ،

باسخن سخت حمله کرد ، انداخت ، تمسخر

معنی کامل و مثال‌ها

/fluŋ/vt., vi.

● زمان گذشته و اسم مفعول فعل: fling

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن