دیکشنری فارسی

fluorite

UKfleəɔːriːt US'fluə'raıt

معنی فارسی

فلوار ،

فلوارين :جسم معدني که داراي فلوارين است

وزودگداخته ميش

معنی کامل و مثال‌ها

/flôr´īt´/n.

● (شیمی) فلوریت (فلورید کلسیم به فرمول CaF2 که فرانما و بلورین بوده و از آن فلورین می‌سازند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a soft mineral (calcium fluoride) that is fluorescent in ultraviolet light; chief source of fluorine “Substance Meronyms: calcium, Ca, atomic number 20, fluorine, F, atomic number 9”

واژه‌های دیگر با معنی «فلوار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن