دیکشنری فارسی

fluoroscopy

معنی فارسی

فلورنمايي فلورسکپي

معنی کامل و مثال‌ها

/flôr äs´kǝ pē, floor-/n.

● فلورنمایی، فلورسکپی

تعریف انگلیسی

noun
  1. examination of body structures using a fluoroscope

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن