دیکشنری فارسی

fluorosis

معنی فارسی

مسمويت در اثر فلور وترکيبات ان.

معنی کامل و مثال‌ها

/flôr ō´sis, floor-/n., pl.

● (پزشکی) فلورزدگی، فلوروز (اختلالات ناشی از بودن فلورین زیادی در بدن)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a pathological condition resulting from an excessive intake of fluorine (usually from drinking water)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن