دیکشنری فارسی

flute

UKfluːt USflu:t

معنی فارسی

فلوت شيار ني زدن چين دادن خياره دارکردن فلوت زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/flōōt/n., vt., vi.

● (موسیقی) فلوت، فلوت زدن

● (معماری) شیار روی ستون، طرح قاشقی (یا خیاره‌ای)، خیاره، شیاردار کردن

a fluted column

ستون قاشقی تراش (شیاردار)

● (جامه یا پارچه و غیره) شیار، چین، پلیسه

● رجوع شود به: flue

● سوت زدن یا حرف زدن یا آواز خواندن با صدایی شبیه به آوای فلوت

تعریف انگلیسی

verb
  1. a high-pitched woodwind instrument; a slender tube closed at one end with finger holes on one end and an opening near the closed end across which the breath is blown
  2. a tall narrow wineglass
  3. a groove or furrow in cloth etc (particularly a shallow concave groove on the shaft of a column)
  4. form flutes in “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «فلوت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن