fluxing agent معنی فارسی شارژ ماده گدازآور واژههای دیگر با معنی «شارژ» melting charge شارژ ذوب furnace charge شارژ کوره basic allowance شارژ انبار، سهميه اوليه، ضريب حقوقي coke per charge ذغال کک شارژ liquid metal charge شارژ فلز مذاب maintenance float شارژ انبار سيال، شارژ انبار اضافي، وسايل نگهداري اضافي authorized stockage list صورت شارژ انبار، ليست ذخيره انبار مجاز constant current charge شارژ با جريان ثابت constant voltage charge شارژ با ولتاژ ثابت charge d'affaires کاردار سفارت، شارژ دافر