fluxion
UKflʌkʃən
معنی فارسی
حساب فاضله تفاضل خون رفتن خون رفتگي جريان خون ريزش
معنی کامل و مثالها
/fluk´shǝn/n.
● (هرچیزی که سیال است یا جاری میشود به ویژه مواد آبگونهای که به طور غیرطبیعی از بدن خارج میشوند) برونریزه، بلغم، چرک و خون، برونتراوه
● (قدیمی - ریاضی) حساب فاضل، تفاضل، فلوکسیون
تعریف انگلیسی
noun
- a flow or discharge
مترادفها
noun
(Mathematics) Differential, infinitely small quantity.