fly (1)
معنی کامل و مثالها
/flī/vi., vt.
● پرواز کردن، به پرواز درآمدن یا درآوردن، (بادبادک و غیره) هوا کردن، با هواپیما سفر کردن، پریدن، پراندن
birds fly
پرندگان پرواز میکنند.
this airplane will fly to Tabriz
این هواپیما به تبریز پرواز خواهد کرد.
I am flying tomorrow
فردا (با هواپیما) پرواز میکنم.
to fly a kite
بادبادک هوا کردن
when the enemy approached, bullets began to fly
دشمن که نزدیک شد گلولهباران آغاز گردید.
the missile can fly hundreds of miles
این موشک میتواند صدها مایل پرواز کند.
the starling flew from the tree
سار از درخت پرید.
I always fly with Iran Air
من همیشه با ایرانایر پرواز میکنم.
● در اهتزاز بودن، به اهتزاز آوردن، (پرچم و غیره) افراشتن
each ship flies its own country's flag
هر کشتی پرچم کشور خود را میافرازد.
● (به تندی) حرکت کردن، (به سرعت) باز یا بسته شدن
the window flew open
یک دفعه پنجره باز شد.
he flew out of the room in a rage
با کمال خشم از اتاق بیرون شتافت.
● زود گذشتن
time flies
زمان زود میگذرد.
● (پول و غیره) زود تمام شدن، زود خرج شدن
● گریختن، فرار کردن، احتراز کردن
my friends fly from me and my enemy's laugh at me
دوستان از من میگریزند و دشمنان برمن میخندند.
● (عامیانه) موفقیتآمیز بودن، پذیرفتنی بودن
your explanations just won't fly
توضیحات شما اصلا قابل قبول نیست.
● با باز شکار کردن، بازپرانی کردن، کبوترپرانی کردن
● (بیسبال) توپی که با چوگان به ارتفاع زیاد فرستاده میشود، فلای، فلای زدن
● (تئاتر و غیره) منظره و چراغ و غیره را از طاق صحنه آویختن، (جمع) فضای بالای پرده و زیر طاق صحنه (که چراغها و غیره را در آن میآویزند)
● (نادر) پرواز، طیران
● (به ویژه در شلوار) زیپ (و پوشش پارچهای جلو آن)، دکمهی شلوار، در پارچهای خیمه، لبهی پارچهای زیپ
the old man's fly was open
زیپ شلوار پیرمرد باز بود.
● طول پرچم، درازای پرچم، لبهی پرچم، حاشیهی پرچم
● رجوع شود به: flywheel
● رجوع شود به: flyleaf
● درشگه یا کالسکهی کرایهای
* fly at
(به کسی) پریدن، حملهور شدن
she flew at me with clenched fists
با مشتهای گره کرده به من پرید.
* fly into
(سخت) برآشفتن، ازجا دررفتن
he flew into a violent rage
او دستخوش خشم بسیار شدیدی شد.
* fly off
(با سرعت و به طور ناگهانی) رفتن، به سرعت دور شدن
* fly out
(امریکا - بیسبال) از بازی بیرون شدن بازیکن
* let fly (at)
1- (چیزی را) پراندن (به) 2- حملهی لفظی کردن (به)
* on the fly
1- در حین پرواز، در هوا 2- (عامیانه) هنگام شتاب