دیکشنری فارسی

flyblow

معنی فارسی

تخم مگس ليسه ي مگس تخمگذاري کردن آلوده مگسزده کردن خراب کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/flī´blō´/n., vt., vi.

تخم مگس، لیسه‌ی مگس

(روی گوشت و خوراک) تخم‌گذاری کردن (مگس)

آلوده کردن، مگس‌زده کردن، خراب کردن

واژه‌های دیگر با معنی «تخم مگس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن