دیکشنری فارسی

flyspeck

معنی فارسی

سرگين مگس گه مگس فضله ي مگس لکه ي کوچک خالچه اشتباه کوچک عيب کوچک کاستي کماهميت

معنی کامل و مثال‌ها

/flī´spek´/n., vt.

● سرگین مگس، گه مگس، فضله‌ی مگس

● لکه‌ی کوچک، خالچه

● اشتباه کوچک، عیب کوچک، کاستی کم‌اهمیت

● لکه‌دار کردن، خال‌دار کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a tiny dark speck made by the excrement of a fly
  2. very small “diminutive in stature” “a lilliputian chest of drawers” “her petite figure” “tiny feet” “the flyspeck nation of Bahrain moved toward democracy”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن