دیکشنری فارسی

flywheel

UKflaiwiːl US'flaı'wi:l

معنی فارسی

چرخ لنگر چرخ طيار.

معنی کامل و مثال‌ها

/flī´hwēl´/n.

(مکانیک) چرخ لنگر، فلای‌ویل، گردانه، چرخ طیار

flywheel effect

پدیده‌ی چرخ لنگری

واژه‌های دیگر با معنی «چرخ لنگر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن