fogbound
معنی فارسی
مه الود، مه گرفته ، گرفتار مه .
ناقادر به پرواز يا رفتن با کشتي، گرفتار مه
معنی کامل و مثالها
/-bound´/adj.
● مه گرفته
● (به خاطر مهگرفتگی) ناقادر به پرواز یا رفتن با کشتی، گرفتار مه
مه الود، مه گرفته ، گرفتار مه .
ناقادر به پرواز يا رفتن با کشتي، گرفتار مه
/-bound´/adj.
● مه گرفته
● (به خاطر مهگرفتگی) ناقادر به پرواز یا رفتن با کشتی، گرفتار مه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن