دیکشنری فارسی

fogbound

معنی فارسی

مه الود، مه گرفته ، گرفتار مه .

ناقادر به پرواز يا رفتن با کشتي، گرفتار مه

معنی کامل و مثال‌ها

/-bound´/adj.

مه گرفته

(به خاطر مه‌گرفتگی) ناقادر به پرواز یا رفتن با کشتی، گرفتار مه

واژه‌های دیگر با معنی «مه الود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن