دیکشنری فارسی

foldaway

معنی فارسی

تاشو کوچک شونده .

معنی کامل و مثال‌ها

/fōld´ǝ wā´/adj.

● (آنچه که می‌توان آن را تا کرد) تاشو، سفری

a foldaway bed

تختخواب تاشو

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of being folded up and stored “a foldaway bed”

واژه‌های دیگر با معنی «تاشو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن