دیکشنری فارسی

foliaged

معنی فارسی

شاخ و برگدار شاخساري

معنی کامل و مثال‌ها

/-ijd´/adj.

● (به ویژه در ترکیب‌های هایفن‌دار) شاخ و برگ‌دار، شاخساری

a dark-foliaged thicket

بیشه‌ای دارای شاخ و برگ تیره

تعریف انگلیسی

adjective
  1. bearing numerous leaves

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن