foliaged
معنی فارسی
شاخ و برگدار شاخساري
معنی کامل و مثالها
/-ijd´/adj.
● (به ویژه در ترکیبهای هایفندار) شاخ و برگدار، شاخساری
a dark-foliaged thicket
بیشهای دارای شاخ و برگ تیره
تعریف انگلیسی
adjective
- bearing numerous leaves