دیکشنری فارسی

foliation

UKfoulieiʃən US'fəulı'eıʃən

معنی فارسی

برگ شماري ورق شماري برگ دهي برگ کردن تنکه کاري برگ سازي

معنی کامل و مثال‌ها

/fō´lē ā´shǝn/n.

برگ‌آوری، درآوردن برگ، برگ‌دهی

برگ‌داری، پربرگی

this plant's foliation lasts until the latter parts of autumn

برگ‌دهی این گیاه تا اواخر پاییز ادامه دارد.

طرز قرارگیری برگ‌ها در جوانه (vernation هم می‌گویند)

(فلز) متورق سازی، برگینه سازی، برگه برگه سازی

(برخی مواد معدنی) متورق شدگی، قابلیت لایه‌لایه شدن، لوح‌پذیری، لوح سنگی، لوحه، سنگ ورق، لایه

(صفحات کتاب) شماره گذاری

آذین گل و بته‌ای، آذین برگی، برگ آذینی

(آینه سازی) جیوه چسبانی (به پشت آینه)، پشت‌بندی (با ورقه‌ی نازک فلزی)

تعریف انگلیسی

noun
  1. (botany) the process of forming leaves
  2. (geology) the arrangement of leaflike layers in a rock
  3. (architecture) leaf-like architectural ornament
  4. the production of foil by cutting or beating metal into thin leaves
  5. the work of coating glass with metal foil

واژه‌های دیگر با معنی «برگ شماري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن