دیکشنری فارسی

follicle

UKfoulikl US'fɔləkəl

معنی فارسی

حجره ، حقه ، کيسه ، پيله ، ميوه يک حجره اي

معنی کامل و مثال‌ها

/fäl´i kǝl/n.

(کالبدشناسی ـ هر کیسه یا حفره یا غده‌ی کوچک) پیاز، پیازک، گرهک

a hair follicle

پیاز مو

(مهجور) غده‌ی لنفاوی

(گیاه‌شناسی) برگه، فولیکول، امیانک

واژه‌های دیگر با معنی «حجره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن