fondant
معنی فارسی
شيريني اي که در دهان آب ميشود
معنی کامل و مثالها
/fän´dǝnt/n.
● فوندان (خمیر متشکل از شکر و آب و خامه و غیره که روی نان شیرینی میمالند یا درون آن میگذارند)
تعریف انگلیسی
noun
- candy made of a thick creamy sugar paste