دیکشنری فارسی

fondly

UKfɔndliː US'fɔndlı

معنی فارسی

مايلانه ، مشتاقانه ، از روي سادگي يا ناداني

معنی کامل و مثال‌ها

/fänd´lē/adv.

● با عشق و محبت (کورکورانه یا بیش از حد)، با خوش‌باوری، به طور واهی

● مهربانانه، با ملاطفت، با محبت

● (قدیمی) احمقانه، نابخردانه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with fondness; with love “she spoke to her children fondly” “Derived from adjective: loving (for: lovingly), fond”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن