food chain
UKfuːdtʃein
معنی فارسی
زنجيره غذايي
معنی کامل و مثالها
● زنجیرهی خوراک (تغذیهی موجودات از یکدیگر مثلا تغذیهی گیاه از زمین و گوسفند از گیاه و انسان از گوسفند)، زنجیرهی غذایی
تعریف انگلیسی
noun
- (ecology) a community of organisms where each member is eaten in turn by another member