food container معنی فارسی ظرف غذا ، ظرف غذاي قابل حمل واژههای دیگر با معنی «ظرف غذا» terrine ظرف سفال که در آن غذا پخته و خورده ميشود، غذاي پخته شده در اين نوع ظرف سفالي