foodless
معنی فارسی
بي قوت خشک لم يزرع
تعریف انگلیسی
adjective
- being without food
بي قوت خشک لم يزرع
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن