دیکشنری فارسی

foodstuff

UKfuːdstʌf US'fu:ds'tʌf

معنی فارسی

ماده غذايي خوراکي

معنی کامل و مثال‌ها

/fōōd´stuf´/n.

● ماده‌ی خوراکی

wheat and rice are foodstuffs

گندم و برنج مواد خوراکی هستند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. (usually plural) consumer goods sold by a grocer
  2. a substance that can be used or prepared for use as food

واژه‌های دیگر با معنی «ماده غذايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن