foot board معنی فارسی تخته کف واژههای دیگر با معنی «تخته کف» bottom board تخته کف floor board تخته کف leeboard يکي از دو تخته طرفين کف قايق boardwalk تفرجگاهي درکنارساحل که کف ان تخته باشد.، گردشگاه راستاي ساحل floorboard کف اتوموبيل، کف تخته اي.، کف اتومبيل ledger board تخته افقي روي نرده پلکان يانرده ايوان، تخته کف چوب بست ساختمان. putlock تير وتخته روي تخته بندي ساختمان که معماران، پا روي ان ميگذارند، کف چوب بست.