دیکشنری فارسی

footle

UKfuːtl

معنی فارسی

لودگي يا بازي کردن ، ژاژخايي ، هرزه (درآيي)

معنی کامل و مثال‌ها

/fōōt´'l/vi.

(انگلیس ـ عامیانه)

احمقانه رفتار کردن، حرف ابلهانه زدن

ول گشتن، اتلاف وقت کردن

he footled about all day

تمام روز را به بطالت گذراند.

چرند بافی، حرف بیهوده، یاوه سرایی، ژاژخایی

تعریف انگلیسی

verb
  1. be about “The high school students like to loiter in the Central Square” “Who is this man that is hanging around the department?” “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
  2. act foolishly, as by talking nonsense “Verb Frames:” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن