دیکشنری فارسی

footnote

UKfutnout US'fu:t'nəut

معنی فارسی

پاورقي

معنی کامل و مثال‌ها

/foot´nōt´/n., vt.

● زیرنویس، پانویس، پانوشت، پاورقی

a boring book, full of footnotes

کتابی خسته کننده و پر از پانویس

● رجوع شود به: endnote

● توضیح اضافی، سفرنگ، اضافات و حواشی، بیش‌داده‌ها

modern philosophy is no more than a footnote to Greek philosophy

فلسفه‌ی نوین چیزی جز سفرنگی بر فلسفه‌ی یونان نیست.

● پانویس کردن، زیرنویس افزودن به، در پانویس آوردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a printed note placed below the text on a printed page
  2. add explanatory notes to or supply with critical comments “The scholar annotated the early edition of a famous novel” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «پاورقي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن