footslog
معنی فارسی
پا کوفتن، با صدا راه رفتن.
معنی کامل و مثالها
/foot´släg´/vi.
● (با سختی) در گل گام برداشتن، با مشقت راه رفتن، افتان و خیزان رفتن، راه گز کردن، سگدوی کردن
تعریف انگلیسی
verb
- walk heavily and firmly, as when weary, or through mud “Mules plodded in a circle around a grindstone” “Somebody ----s PP”