دیکشنری فارسی

footslog

معنی فارسی

پا کوفتن، با صدا راه رفتن.

معنی کامل و مثال‌ها

/foot´släg´/vi.

● (با سختی) در گل گام برداشتن، با مشقت راه رفتن، افتان و خیزان رفتن، راه گز کردن، سگ‌دوی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. walk heavily and firmly, as when weary, or through mud “Mules plodded in a circle around a grindstone” “Somebody ----s PP”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن