for fear of UKfərfiərɔf معنی فارسی از ترس واژههای دیگر با معنی «از ترس» pyrophobia ترس از اتش aghast مبهوت از ترس، وحشت زده، مات horrorstruck مبهوت از ترس، وحشت زده، مات monophobia ترس از تنهايي، تک ترسي، يک ترسويي computerphobia ترس از کامپيوتر cancerphobia ترس نابهنجار از سرطان گرفتن، سرطان هراسي، وسواس سرطان russophobia ترس از روسيه يا روسها يا نفوذ روسها، روس هراسي algophobia درد هراسي، ترس از درد acrophobia بلندي هراسي، ترس از بلندي panicky بيخود وحشت کننده، ناشي از ترس بيخوديا هراس بي اساس