for nothing UKfərnʌθiŋ معنی فارسی مفت رايگان واژههای دیگر با معنی «مفت» parasite مفت خور، کاسه ليس، سورچران basket hanger مفت خور، بازيگري که براي گلهاي مفت در، زمين حريف ميماند parasitically مفت خورانه، ازراه مفت خوري، انگل وار caped narrowly جان مفت بدر برد، مفت جست gratuitous رايگان، مفت، مجاني gratis رايگان، مفت، مجاناً free of cost مجاني، مفت dirt cheap بسيار ارزان، مفت. tattle دري وري، حرف مفت، ياوه sundowner ولگرد، مفت خور، مشروب الکلي که در غرب مينوشند