دیکشنری فارسی

for the first time

تعریف انگلیسی

adverb
  1. the initial time “when Felix first saw a garter snake”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن