دیکشنری فارسی

for-

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr, fǝr/

● پیشوند:

● دور (از)، جدا (از)، فرا ـ [forget و forbid]

● به شدت، بسیار [forlorn]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن