دیکشنری فارسی

forbidden fruit

معنی فارسی

چيزي که به واسطه ممنوع بودن انسان بدان آرزو

ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

● (انجیل) ثمره‌ی ممنوعه (که آدم و حوا از خوردن آن منع شده بودند)

● (مجازی) لذت گناه‌آمیز، خوشی ناشایسته

تعریف انگلیسی

noun
  1. originally an apple from the tree of knowledge of good and evil in the Garden of Eden; it is now used to refer to anything that is tempting but dangerous (as sexuality)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن