دیکشنری فارسی

forbidden fruit

معنی فارسی

چيزي که به واسطه ممنوع بودن انسان بدان آرزو

ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

(انجیل) ثمره‌ی ممنوعه (که آدم و حوا از خوردن آن منع شده بودند)

(مجازی) لذت گناه‌آمیز، خوشی ناشایسته

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن