دیکشنری فارسی

forbore

معنی فارسی

خودداري کرد دست نگاهداشت دست برداشت امتناع کرد تحمل کرد

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr bôr´/vt., vi.

زمان گذشته‌ی: forbear

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن