forced induction engine معنی فارسی موتور کمپرسور واژههای دیگر با معنی «موتور کمپرسور» supercharged engine موتور کمپرسور axial-flow turbine engine موتور توربين گاز با کمپرسور جريان خطي compressor bleed air هوايي که از قسمت کمپرسور موتور توربيني، براي جلوگيري از واماندگي و يا براي بکار، اندازي بعضي متعلقات گرفته ميشود pulsejet موتور جت ضرباني (موتوري که بدون کمپرسور، و توربين کارميکند و فقط از سوپاپ استفاده، مي کند) ramjet موتور رام جت، موتور جت بدون کمپرسور و، توربين که فقط با کمپرس هوا کار مي کند turbojet موتور توربوجت، توربين هواي فشرده، کمپرسور هواي فشرده