دیکشنری فارسی

forced sale

UKfɔːstseil

معنی فارسی

فروش قانوني ، فروش اجباري

فروش چيزي به حکم قانون و به طريقي که

قانون معين کرده است

تعریف انگلیسی

noun
  1. a sale of property by the sheriff under authority of a court's writ of execution in order satisfy an unpaid obligation

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن