دیکشنری فارسی

foreclosure

UKfɔːklouʒər USfɔk'ləuʒə

معنی فارسی

سلب حق اقامه دعوي ، پيش بندي ، بازداشتن ، منع

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr klō´zhǝr/n.

(حقوق ـ بازرگانی ـ اقدامات قانونی برعلیه کسی که شرایط رهن و قسطپردازی را رعایت نکرده است) رهن شکنی، بازستانی ملک رهنی، ضبط رهن

واژه‌های دیگر با معنی «سلب حق اقامه دعوي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن