foreclosure
UKfɔːklouʒər
USfɔk'ləuʒə
معنی فارسی
سلب حق اقامه دعوي ، پيش بندي ، بازداشتن ، منع
معنی کامل و مثالها
/fôr klō´zhǝr/n.
● (حقوق ـ بازرگانی ـ اقدامات قانونی برعلیه کسی که شرایط رهن و قسطپردازی را رعایت نکرده است) رهن شکنی، بازستانی ملک رهنی، ضبط رهن