دیکشنری فارسی

forefeel

معنی فارسی

از پيش احساس کردن ، قبلاً احساس کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr fēl´/vt.

از قبل احساس کردن، پیش‌سهش کردن، پیش‌سهیدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن