دیکشنری فارسی

forehand

UKfɔːhænd US'fɔ:'hænd

معنی فارسی

بخشي ازتن اسب که درجلوسوارواقع ميشود ،

نيمه جلواندام

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´hand´/n., adj., adv.

● (قدیمی) قرارگیری در جلو یا بالا، مزیت، تفوق، برتری

● بخشی از اسب که در جلو سوارکار قرار دارد

● (تنیس و پینگ‌پونگ و غیره) فورهند، پیش‌دست (در برابر: پس‌دست backhand)

a forehand stroke

ضربه‌ی پیش‌دست

● جلوترین، پیش‌ترین، از همه جلوتر

● (مهجور) انجام شده در قبل، پیش انجام (شده)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (sports) a return made with the palm of the hand facing the direction of the stroke (as in tennis or badminton or squash)
  2. (of racket strokes) made with palm facing direction of stroke

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن