forehand
UKfɔːhænd
US'fɔ:'hænd
معنی فارسی
بخشي ازتن اسب که درجلوسوارواقع ميشود ،
نيمه جلواندام
معنی کامل و مثالها
/fôr´hand´/n., adj., adv.
● (قدیمی) قرارگیری در جلو یا بالا، مزیت، تفوق، برتری
● بخشی از اسب که در جلو سوارکار قرار دارد
● (تنیس و پینگپونگ و غیره) فورهند، پیشدست (در برابر: پسدست backhand)
a forehand stroke
ضربهی پیشدست
● جلوترین، پیشترین، از همه جلوتر
● (مهجور) انجام شده در قبل، پیش انجام (شده)
تعریف انگلیسی
adjective
- (sports) a return made with the palm of the hand facing the direction of the stroke (as in tennis or badminton or squash)
- (of racket strokes) made with palm facing direction of stroke