دیکشنری فارسی

foreignness

UKfɔrənis

معنی فارسی

بيگانگي بي مناسبي ناسازگاري

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quality of being alien or not native “the strangeness of a foreigner” “Attrubites: foreign, strange”

واژه‌های دیگر با معنی «بيگانگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن