forejudge
UKfɔːriːdʒʌdʒ
معنی فارسی
تصديق بلاتصور کردن ،
پيش از شنيدن گواهي داوري کردن در
تصديق بلاتصور کردن ،
پيش از شنيدن گواهي داوري کردن در
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن