forelady
UKfɔːrəleidiː
معنی فارسی
زن سخنگو ورئيس درهيئت منصفه ، ليدرزن.
معنی کامل و مثالها
/fôr´lā´dē/n., pl.
● (زن) سرکارگر، سرگروه
زن سخنگو ورئيس درهيئت منصفه ، ليدرزن.
/fôr´lā´dē/n., pl.
● (زن) سرکارگر، سرگروه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن