دیکشنری فارسی

forenoon

UKfɔːnuːn

معنی فارسی

پيش ازظهر پيش ازنيمروز بامداد

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´nōōn´, fôr´nōōn´/n.,adj.

● (از سحر تا ظهر) پیش از ظهر، پیش نیمروز، بامداد، صبح، بامدادی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the time period between dawn and noon “I spent the morning running errands”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن