دیکشنری فارسی

forensic

UKfərensik USfə'rensık

معنی فارسی

وابسته بدادگاه ها ديواني دادگاهي محکمه اي مرافعه يي

معنی کامل و مثال‌ها

/fǝ ren´sik/adj., n.

● دادگاهی، جدلی، ستیهشی، مناظره‌ای

● (وابسته به کاربرد علم به ویژه علم پزشکی در حل مسایل حقوقی به ویژه جنایات) پزشکی قانونی، کالبدسنجی

● (جمع) مناظره، ستیهش

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of, relating to, or used in public debate or argument
  2. used or applied in the investigation and establishment of facts or evidence in a court of law “forensic photograph” “forensic ballistics”

مترادف‌ها

adjective
1. Juridical, judicial, proper to courts.
2. Disputative, proper or belonging to debate or discussion.

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته بدادگاه ها»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن