دیکشنری فارسی

forerun

UKfɔːrʌn

معنی فارسی

پيش از (کسي) رفتن ، پيشرو (کسي) بودن ،

پيش قدم بودن بر ، قبلا خبر دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/-run´/vt.

پیش از دیگری (یا دیگران) بودن، جلو بودن، پیش رسیدن

پیشگام بودن، ابداع کردن، جلودار بودن، پیش‌کسوت بودن

عقیم گذاشتن، پیش‌دستی کردن

مترادف‌ها

verb active
Precede, go before, come before.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن