دیکشنری فارسی

forerun

UKfɔːrʌn

معنی فارسی

پيش از (کسي) رفتن ، پيشرو (کسي) بودن ،

پيش قدم بودن بر ، قبلا خبر دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/-run´/vt.

● پیش از دیگری (یا دیگران) بودن، جلو بودن، پیش رسیدن

● پیشگام بودن، ابداع کردن، جلودار بودن، پیش‌کسوت بودن

● عقیم گذاشتن، پیش‌دستی کردن

مترادف‌ها

verb active
Precede, go before, come before.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن