دیکشنری فارسی

foreshock

معنی فارسی

پيشلرزه

معنی کامل و مثال‌ها

/-shäk´/n.

● (زلزله‌ی خفیف که پیش از زلزله‌ی اصلی و در حوالی آن به وقوع می‌پیوندد) پیش‌لرزه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a tremor preceding an earthquake

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن