دیکشنری فارسی

foresightedness

UKfɔːsaitidnəs

معنی فارسی

پيش بيني دورانديشي عاقبت انديشي مال انديشي احتياط مگسک

تعریف انگلیسی

noun
  1. providence by virtue of planning prudently for the future

واژه‌های دیگر با معنی «پيش بيني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن