forestage
معنی فارسی
حقوق جنگلي حق جنگلباني
معنی کامل و مثالها
/fôr´stāj´/n.
● (بخش جلو آمدهی صحنهی نمایش که جلو پرده قرار دارد) فراپرده، پیشپهنه، پیش صحنه
حقوق جنگلي حق جنگلباني
/fôr´stāj´/n.
● (بخش جلو آمدهی صحنهی نمایش که جلو پرده قرار دارد) فراپرده، پیشپهنه، پیش صحنه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن