دیکشنری فارسی

forestage

معنی فارسی

حقوق جنگلي حق جنگلباني

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´stāj´/n.

(بخش جلو آمده‌ی صحنه‌ی نمایش که جلو پرده قرار دارد) فراپرده، پیش‌پهنه، پیش صحنه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن