دیکشنری فارسی

forestalled

UKfɔːstɔːld US'fɔ:s'tɔld

معنی فارسی

احتکار کردن پيش خريد کردن بخود اختصاص دادن پيشدستي کردن بر

واژه‌های دیگر با معنی «احتکار کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن